تقدیم به زادگاهم: کازرون
خدای عشق! دل از کازرون اگر بکنم
کجاست فاصلهای بین مرگ و زیستنم؟
درونِ خاکِ دلم بوتههای قاصدکت
هنوز ریشه دوانده است و کرده ریشهکَنَم
از آن زمان که خداحافظی کنم با تو
خودم کنار تو و میرود ز شهر، تنم
نگو اسیر غم غربتم، نگو دیگر
ببین که قفل قفس را چگونه میشکنم
طلوع عشق من از مشرق تو شعر شده است
همیشه بوی تو میآید از گل سخنم
من عاشق همهی مردمِ صمیمیِ شهر
نمیتوانم از احساس خویش دم نزنم
قسم به دار و ندار غزل که دلتنگم
برای لهجهی شیرینِ مردمِ وطنم...
زندهیاد نجمه زارع – 9/2/1378
(یک سرنوشت سهحرفی، مجموعهغزلیات نجمه زارع، چاپ دوم، کرج: شانی، 1390).
***
شاعران متعددی، از گذشته تا روزگار کنونی، برای کازرون و به شوق آن شعر سرودهاند که شاید مشهورترینِ آنها خواجوی کرمانی باشد. همچنین برخی از شاعران (ازجمله سعدی و حافظ شیرازی) هم، به مناسبتهای مختلف، از مردم کازرون و شخصیتهای مختلف زاده این شعر یاد کردهاند. برخی از این اشعار در یادداشتهای مختلف این وبلاگ و یا در سایتهای دیگری مثل ویکیپدیا (اینجا) ذکر شدهاند.
شعری که در بالا از زندهیاد نجمه زارع (1361-1384) تقدیم شما شد، از زمره این اشعار است که تاکنون چندان مورد توجه قرار نگرفته. غزلیات این بانو، با اینکه دست اجل فرصت اندکی برای ظهور و شهرتش داد، از نمونههای درخشان غزلیات ساده و روان معاصر است. اطلاعات بیشتر درباره ایشان را میتوانید در و کسب کنید.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 17:14  توسط عبدالرسول فروتن |
برچسب:
نویسنده: آدرین زارعینیا